به طور کامل اسباب کشی کردیم
5 comments آوریل 26, 2008
5 comments آوریل 26, 2008
*شخصی به مزاری رسید که در آن گوری سخت دراز دید . پرسید : این گور از آن کیست ؟
گفتند : از آن علمدار لشگر است . شخص گفت : مگر با علمش در گور کرده اند ؟
طلحک را برای امر مهمی به نزد خوارزمشاه فرستادند مدتی آنجا بود ولی خوارزمشاه رعایت حال طلحک را آنچنانکه انتظار داشت نمی کرد و ایام برایش سخت میگذشت .
*روزی نزد خوارزمشاه درباریان در چگونگی حکایت مرغان و خاصیت هر پرنده ای سخن میگفتند و هر کس نظری می داد . طلحک گفت : هیچ مرغی از لک لک زیرک تر نیست ، از او پرسیدند : از چه رو چنین نظری داری و دریافت کرده ای ؟
طلحک گفت : از آن رو که لک لک هرگز به خوارزم نمی آید . !!!
*شخصی دعوی خدائی میکرد ، او را نزد خلیفه بردند ، خلیفه به او گفت : هیچ می دانی که پارسال کسی دعوی پیامبری میکرد و مردم او را کشتند ؟
مرد گفت : خوب کاری کرده اند چرا که او را من نفرستاده بودم .
*پسر خطیب دهی بامداد به طویله رفت تا گوسفندان را به چرا ببرد ، که دید پدرش بر روی کره خری مشغول است ، پسر پنداشت که پدر هر روز چنان میکند و برایش طبیعی جلوه کرد ، تا روز جمعه که پدرش بر منبر خطبه میخواند ، پسر به در مسجد رفته و به بانگ بلند پرسید : بابا کره خر را . . . . . ئی یا به صحرا ببرم ؟ !!!! ع – زاکانی
5 comments آوریل 22, 2008
به نظر من این همه دوستان که می بینی مگس نیستند به دور شیرینی غرض اینکه دیروز به همت آقا حمید من تونستم هاست خودم را راه بندازم و کلی هم حال کردم حالا دارم کار های نهایی رو انجام می دم و یه دستی هم به سر و روش می کشم شما هم بیاین اینجا دیگه یعنی اونجا :
Add comment آوریل 22, 2008
عکاسی از طبیعت بخشی از عکاسی است که در آن عکاس به دنبال ثبت لحظهها از عناصر اصلی طبیعت مانند منظره، حیات وحش، گیاهان و نمایی از بافت و حس طبیعت است.
در عکاسی از طبیعت، هنرمند نسبت به عکاسی خبری و یا عکاسی مستند بیشتر به دنبال ارزشهای زیبایی شناسانه عکس است.
▪عکاسی از منظره:
این نوع از عکاسی برای نشان دادن زیباییهای دنیای طبیعت ایجاد شده است. بیشتر عکاسان طبیعت کوشیدهاند تا جاهایی را به نمایش بگذارند که حضور بشر در آن در کمترین حد ممکن باشد. موضوعات در عکاسی از طبیعت شکلهای زمین، آب و هوا و بازی با نورها است.
آبشارها به اندازه دورنمای کوهها برای عکاسان محبوبیت دارند. این مناظر بیشتر اوقات برای نشان دادن طبیعت با استفاده از فیلترهای پلاریزه ( برای ایجاد تضاد در رنگها و سایهها استفاده میشوند) انتخاب میشوند.
برای عکاسی از چشماندازها عکاسان معمولا از لنز واید (مخصوصا ۲۴ و ۳۵ میلیمتری)، سه پایه و بستهترین دیافراگم (۱۱ تا ۲۲) برای بدست آوردن بیشترین عمق میدان استفاده میکنند.
بسیاری از عکاسان برای اینکه جزئیات بیشتری را در عکسهای خود ذخیره کنند اندازه متوسط و یا بزرگ را انتخاب میکنند هر چند امروزه دوربینهای SLR و غیر حرفهای و کوچک بیشترین عکسهای طبیعت را ثبت میکند.
عکاسی از منظره وسیله ارزشمندی برای نظارت بر محیط زیست است. عکاسی از منظره می تواند روند تدریجی تخریب محیط زیست را در دید عموم قرار میدهد. بسیاری از عکسهای این افراد برای سازمانهای حافظ محیط زیست بسیار مفید است.
سازمانهای مسئول از عکسهای حرفهای و غیر حرفهایهای را برای محافظت از محیط زیست استفاده می کند. www.EarthJustice.org یکی از این سازمانهای موفق محافظت از محیط زیست است. این سازمان صفحهای در وب سایت خود دارد که در آن عکسهایی از چشم اندازهایی که این سازمان موفق به حفظ آن شده است قرار داده است. سازمان صلح سبز یکی از شناخته شدهها در این بین است که تقویم سالانهای از عکسهای عکاسان منظره چاپ کرده است.
▪ عکاسی از حیات وحش:
در عکاسی از حیات وحش، عکاس به دنبال به تصویر کشیدن حیوانات جالب به همراه حرکاتی مانند غذا خوردن یا جنگیدن آنها است. اگرچه عکاسی از حیات وحش و یا شکار برای دنیای عکاسی تکرای است.
تکنیک عکاسی از حیوانات با عکاسی از منظره فرق بسیاری دارد. برای مثال در عکاسی از حیات وحش دهانه باز لنز برای دستیابی به سرعت بالا و ثبت سوژه در حال حرکت و محو کردن پس زمینه استفاده میشود در حالی که عکاسان از طبیعت بیشتر به دنبال عمق میدان هستند.
در عکاسی از حیات وحش عکاسان لنز تله و در عکاسی از منظره بیشتر از لنز واید استفاده میکنند. بنابراین عکاسان حیات وحش بیشتر احتیاج به سه پایه دارند. آنها همچنین برای این که بتوانند به حیات وحش نزدیکتر شوند احتیاج به وسایلی برای استتار دارند.
▪ عکاسی از بافتها یا ماکرو
عکاسی ماکرو به عکاسی از نمای نزدیک معروف است. به هر حال این نوع عکاسی در عکاسی از طبیعت نیز کاربرد دارد.
عکاسی از زنبورها، سنجاقکها، مورچهها و کلا حشرات به عنوان بخش عمدهای از حیات وحش موضوعات عکاسی ماکرو را شامل میشود.
بسیاری از عکاسان نسبت به عکاسی از بافت سنگها، تنه درختان، برگها و هر چیز کوچک دیگری در طبیعت ابراز علاقه میکنند. بسیاری از این تصویرها انتزاعی هستند. گیاهان کوچک و قارچها نیز موضوعات جذابی در عکاسی ماکرو هستند.
آنسل آدامز، گلن روئل، فرانس لنتینگ، کلاید بوچر، آرت ولف عکاسانی هستند که هنر عکاسی از طبیعت را تجلی دادهاند.
2 comments آوریل 21, 2008
همه ما وقتی دعوت می شیم به جلسات و به عنوان کارشناس و بین یه عالمه کارشناس دیگه یه سری اصطلاحاتی رو می بینیم و می شنویم ولی دقیقا نمی فهمیم منظور کارشناس مربوطه چی بوده اما بر طبق این فرهنگی که من در زیر آوردم شما کاملا توجیه می شین :
1. این بستگى دارد به… یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!
2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!
3. نحوه عمل سیستم بسیار جالب و دقیق است. یعنى: سیستم کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!
4. کاملا انجام شده یعنى: تنها راجع به 10 درصد کار برنامه ریزى شده!
5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!
6. پروژه به دلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!
7. ما پیش بینی مى کنیم… یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!
8. این موضوع مستند نشده… یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!
9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند. یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها است!
10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!
11. کل کوشش ما براى این است که مشترى راضى شود. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!
12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است. یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!
13. روى چند انتخاب به طور هم زمان در حال کار هستیم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!
14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!
15. حالا ما آماده ایم صحبت هاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!
16. به علت اهمیت تئورى و عملى این موضوع… یعنى: به علت علاقه من به این موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!
18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!
19. ثابت شده که … یعنى: من فکر می کنم که …!
20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى: از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد. یعنى: از جزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!
Add comment آوریل 21, 2008
در دو سه ماه اخیر، هنگام وبگردی به عکسهایی برمیخوردم که بیشتر شبیه نقاشی بودند تا عکس:
بسیار کنجکاو بودم بدانم این عکسها چطور گرفته شدهاند، آیا از دوربین خاصی استفاده شده است؟ آیا این عکسها با تکنیک خاصی گرفته شدهاند؟
وقتی این 35 عکس زیبا را در این صفحه دیدم متوجه شدم، این عکسها با تکنیکی موسوم به HDR گرفته شدهاند. HDR مخفف High Dynamic Range است و شیوهای است که در آن گستره نورگیری و کنتراست عکس افزایش پیدا میکند.
شیوه کار در اینجا و اینجا توضیح داده شده است، خلاصهاش این است که شما باید با دوربین خود 3 عکس با نوردهی متفاوت از یک منظره بگیرید و بعد با نرمافزار مناسب که میتواند نسخه جدید نرمافزار فتوشاپ و یا نرمافزار Photomatix باشد، این عکسها را ویرایش کنید.
در اولین فرصت باید یک HDR بگیرم. کسی تا حالا عکس HDR گرفته؟!
Add comment آوریل 21, 2008
بر اساس یک تحقیق جدید حتی یک پیاله الکل در روز هم می تواند ریسک ابتلا به سرطان پس.تان را افزایش دهد. ضمن آنکه نوشیدن دو پیاله شراب می تواند این ریسک را تا 50 درصد افزایش دهد.
در این تحقیق که جامع ترین و طولانی ترین تحقیق در این زمینه است احتمال افزایش ریسک ابتلا به سرطان پستا.ن در زنان حتی با نوشیدن یک پیاله مشروب الکلی اثبات شد.
برای این تحقیق هفت ساله 184 هزار زن که دوره منوپز خود را پشت سر گذاشته بودند شرکت کردند. جاسمین لو که در مرکز ملی تحقیقات سرطان آمریکا کار میکند در این باره گفت: تحقیقات ما تنها به این نتایج منتهی نشد. بلکه در نتیجه این تحقیقات مشخص شد الکل باعث افزایش ریسک 70 درصدی شایع ترین نوع سرطان پستا.ن در بانوان می شود.
دکتر یوانا اوونز، متخصص انگلیسی سرطان نیز گفت: احتمال اینکه الکل با افزایش میزان استروژن باعث ابتلا به سرطان پستا.ن می شود وجود دارد
پس نوشت- منظور از یک پیاله، یک گیلاس بود که به علت عدم آشنایی با واژگان نوشیدنی ها اشتباه در ترجمه به وجود آمد.
Add comment آوریل 21, 2008
سوال:
هابیل با چه کسی ازدواج کرد؟ نسل انسان چگونه بعد از آنها گسترش یافت؟
پاسخ:
این سؤال از دیر باز مطرح بوده است که فرزندان حضرت آدم با چه کسانی ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با خواهران خودشان ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با همسرانی از جنس ملک یا جن ازدواج کرده اند؟ آیا آنان با انسان های دیگر ازدواج کرده اند؟ اگر با خواهران خود ازدواج کرده باشند با توجه به حرمت ازدواج برادر و خواهر در تمام ادیان و شرایع، چگونه این ازدواج قابل توجیه است؟
در اين باره در ميان دانشمندان اسلامي دو نظریۀ وجود دارد و هر كدام براي خود دلايلي از قرآن و روايات ذكر كردهاند. اينك ما هر دو نظریۀ را به طور اجمال نقل ميكنيم:
1. آنان با خواهران خودشان ازدواج کرده اند. از آن جا که در آن زمان (آغاز خلقت) هنوز قانون تحريم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و از طرف دیگر چون راهي براي بقاي نسل بشر، غير از اين راه نبوده، ازدواج آنان با يكديگر صورت گرفته است؛، زیرا حق قانون گذاری از آن خدا است چنان که قرآن می فرماید: “ان الحكم الاّ لله”؛ حكم تنها از آن خدا است.[1]
علامه طباطبائی (ره) در این زمینه می فرماید: “ازدواج در طبقۀ اوّل بعد از خلقت آدم و حوا؛ یعنی در فرزندان بلافصل آدم و همسرش بین برادران و خواهران بوده است و دختران آدم با پسران او ازدواج کرده اند؛ چون در آن روز در تمام دنیا نسل بشر منحصر در همین فرزندان بوده ….. بنابراین، هیچ اشکالی ندارد (اگر چه در عصر ما خبری تعجب آور است و لیکن) از آن جایی که مسئله، یک مسئله تشریعی است و تشریع هم تنها و تنها کار خداوند تعالی است، لذا او می تواند یک روز عملی را حلال و روز دیگر حرام کند. [2]
به نظر صاحب تفسیر نمونه قائل شدن به این نظریه عجیب نیست : “اشكالی ندارد كه به طور موقت و به جهت ضرورت، براي عدهاي اينگونه ازدواج در آن زمان بلا مانع و مباح باشد و براي ديگران عموماً تحريم ابدي شود”.[3]
طرفداران اين نظريه از آیات قرآن مجید نیز براي خود دليل ميآورند كه خداوند عالم چنين ميفرمايد: “از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان فراواني در روي زمين منتشر ساخت”.[4]
علاوه بر اين در روايتي كه مرحوم طبرسي در “احتجاج” از امام سجاد (ع) نقل ميكند اين مطلب تأييد شده است.[5]
2. نظریۀ ديگر آن است كه چون ازدواج فرزندان آدم با يكديگر ممكن نبود؛ زيرا ازدواج با محارم يك عمل قبيح و زشت و شرعا حرام است، فرزندان آدم با دختراني از جنس بشر ولی از نژاد و نسل ديگر كه از نسل های قبل در روي زمين باقی مانده بودند ازدواج كردند. بعدهاً كه فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند، زناشويي ميان خود آنان صورت پذيرفت. اين نظریۀ را نيز بعضي از روايات تأييد ميكند؛ زيرا نسل آدم نخستين انسان روي زمين نبوده، بلكه پيش از آن نيز انسان هايي در زمين زندگي داشتهاند، ولی این قول با ظاهر آیات قرآن نمی سازد؛ زیرا طبق آیۀ شریفه قرآن نسل بشر فقط به وسيلۀ اين دو تن به وجود آمده است. پس در حقیقت این دسته از روایات معارض با قرآن هستند و ما نمی توانیم آنها را بپذیریم.
از این استدلالات می توان نتیجه گرفت که طبق آیات قرآن این نظریه که هابیل و قابیل با همسرانی از جنس ملائکه یا جن ازدواج کرده باشند نیز باطل است؛ زیرا ظاهر اين آيه ميگويد كه نسل بشر فقط به وسيلهۀ اين دو تن (آدم و حوا) به وجود آمده است[6]، و اگر غير از اين دو در بقاي نسل او دخالت داشتند، بايد بفرمايد: به وسيلۀ اين دو و غير آنان … .
علامه طباطبائی (ره) در این زمینه می فرماید: “نسل موجود از انسان تنها منتهی به آدم و همسرش می شود و جز این دو نفر هیچ کس دیگری در انتشار این نسل دخالت نداشته است”.[7]
بنابراین، باید ما آن دسته از روایات را قبول کنیم که موافق با آیات قرآن است که حاصل آن قول اوّل است.
————————————-
[1] يوسف، 40.
[2] ترجمۀ المیزان، ج 4 ، ص 216.
[3] ر.ک: تفسیر نمونه، ج3، ص247.
[4] نساء ، 1 ، “وبث منهما رجالاً كثيراً و نساءاً”.
[5] الاحتجاج، ج 2 ، ص 314.
[6] نساء ، 1 ، “وبث منهما رجالاً كثيراً و نساءاً”.
[7] ترجمۀ المیزان، ج 4 ، ص 216.
Add comment آوریل 21, 2008
کارمن چاچون که به عنوان اولین وزیر دفاع زن حامله در اسپانیا انتخاب شده است به همراه جمعی از متخصصان زنان و زایمان به افغانستان رفت. هرلحظه احتمال زایمان وزیر دفاع اسپانیا که هفت ماهه حامله است می رود. معلوم نیست اگر فرزند او در افغانستان بدنیا بیاید در شناسنامه اش چه نوشته شود!
چاچون که صبح امروز به افغانستان رسیده است فردا صبح به مادرید برخواهد گشت.
به گزارش حریت، چاچون گفته است ایده سفر به افغانستان ایده خودش بوده است. وی قرار است از مقر سربازان اسپانیایی در شهر هرات افغانستان بازدید کند. 778 سرباز اسپانیایی در افغانستان حضور دارند.
در این میان بر اساس منابع وزارت دفاع اسپانیا، وزیر دفاع حامله قرار است قبل از زایمانش از لبنان، کوزوو و بوسنی نیز دیدن کند!
خیلی جالبه که یه زن بی دفاع رو کردن وزیر دفاع
1 comment آوریل 21, 2008
خلاصه بعد از کلی جون کندن به روز رسانی به قدیم رسانی نصب پیش فرض های مختلف به یه مشکل اساسی برخوردم که نشد که نشد و مجبور شدم دامنه سایت را به آدرس وبلاگ منعکس کنم و یه عقب گرد اساسی بکنم ولی خیلی ضد حال خوردم و اینم بگم که هنوز بیخیال نشدم و دارم آخرین روش رو امتحان می کنم و فعلا همین جا هستم تا بعد
Add comment آوریل 21, 2008
مقدم شما را در وب سایت خودم گرامی می دارم از این به بعد می رم اونجا یعنی یه اسباب کشی جدید امید وارم که پشیمون نشم و بتونم بقیه رو هم بیارم مثل خودم این نوع کار هزینه ای نداره یعنی سالی 20 تومن خوبه به نظرم خواستین بگین تا راهنماییتون کنم
با تشکر
آدرس : www.Karzari.com
1 comment آوریل 16, 2008
دیروز ساعت 4 که می خواستم از جلوی دانشگاه شریف بودم و می خواستم با سرویس برم خونه ناگهان جلوی در آنفی تاتر شلوغ شد پیش خودم حدس زدم یا یکی حالش به هم خورده یا یه شخصیت سیاسی چیزی هستش یه دفعه چشم به خانم گلشیفته فراهانی همسر بهرام رادان در فیلم سنتوری و دختر واقعی بهزاد فراهانی بازیگر نقش معاویه در سریال امام علی افتاد برام جالب بود همونطوری بود که باید می بود همون سادگی رو داشت البته با یه کمی تیپ هنر مندی به همراه یه مرد گنده غول بیابونی که نمی دونم کی بود با یه کپه مو و پشم در سر و صورت این آقا اصلا به هم نمیومدن گلشیفته با یه مانتوی کوتاه و شال دور سرش دیدن داشت

3 comments آوریل 16, 2008
بالاخرا این دانشگاه ازادیا منو دور زدن اشکالی نداره این وسط من 30 -40 تومنی ضرر گردم گور باباش اما بالاخره این سایت دانشگاه راه اندازی شد اینم آدرسش :
2 comments آوریل 15, 2008
هفت تیر ۷tir.com : در سوالی از آیت ا… روحانی از مراجع تقلید درباره اینکه آیا دختری که احتمال می دهد اگر ازدواج موقت نکند به گناه می افتد و ازدواج موقت بر او واجب است و از طرفی خانواده دختر مخالف ازدواج او هستند و او می خواند مخفیانه این عمل را انجام دهد اما می داند که با ازدواج موقت بکارت خود را از دست می دهد و بعد از ازدواج دائم شوهر و خانواده او متوجه این عمل او خواهند شد و او را به عنوان یک دختر هوسباز سرزنش خواهند کرد : ۱ - آیا بر چنین دختری جایز است که بعد از ازدواج موقت و از دست دادن بکارت با عمل جراحی دوباره صاحب پرده بکارت شود تا کسی از ازدواج موقت مخفیانه او اطلاعی پیدا نکند ؟ ۲ - اگر شوهر دائم بکارت دختر را یکی از شروط ضمن عقد قرار دهد آیا می توان این بکارت غیر واقعی را به شوهر به عنوان بکارت واقعی مطرح کرد ؟ …تصویر جواب های آیت … روحالی به این سوال ها به شرح زیر است :
عکس و متن بالا برگرفته از سایت خود ایشان است و نظر من نیست
2 comments آوریل 15, 2008
در پي انتشار يادداشتي با نام «فوتبال ايران در انتظار تبعات تصميمات مربي جوان»، عليرضا مباركيفرد، تحليلگر ورزشي، با انتشار پاسخي در دفاع از علي دايي، به شدت از محتواي اين يادداشت انتقاد كرد.
وي همچنين هاشميان را فوتباليست تمام شده، مهدوي كيا را جاي مانده روحي و علي كريمي را فردي بيانگيزه خواند.
متن دفاعيه از سرمربي تيم ملي فوتبال به اين شرح است:
نخست بايد يادآور شوم که انتخاب اين تيتر، از فاجعهاي بزرگ خبر ميدهد که يک مويسپيد يا استخوان خرد کرده فوتبال، قصد بيان و تشريح آن را دارد، اما گذر از چند سطر مطلب بخشي تکراري از سخنان و نقدهاي شخصي از هر تيم فوتبال به صورت کليشهاي است.
سخن گفتن درباره تيم ملي فوتبال ايران و وضعيت بغرنج آن در سال 86 مثنوي هفتاد من بوده و هست، اما به هر روي با همه مشکلات و زيرآبزنيهاي سياسي که در کنار همين فوتبال نيمدار شکل گرفت، سرانجام شوي برگزيدن مربي و نابساماني فوتبال ملي با انتخابي هوشمندانه پايان يافت تا کساني که دنبال بازار سياه ساختن براي بليت کنسرت بعدي بودند، پي کسب و کار جديدي بروند.
آنچه درباره علي دايي گفته شد، اعم از حمايتهاي خيرالامور اوسطها و ديگر تحليلها در مورد حمايت چهرههاي خاموش و پيشکسوتان، سخناني بوده که در زمان حشمت مهاجراني، دهداري، ابراهيمي، ياوري، پروين، استانکو، چيرو و برانکو بوده است!
اين حرفها براي قلعه نوعي بود و براي دايي هم هست، چون بالاخره وقتي صد هزار نفر روي سکو مينشينند، هر کدام داراي عقيده و انگيزه و احساسي خاصي نسبت به فوتبال ملي است، اما نکته مهم در اين ميان ـ که اصلا در مقال طولاني شده به آن پرداخته نشد ـ نشانههايي از نکات جديد و نو در تيم ملي فوتبال ايران بود که در ادامه به آنها اشاره ميکنم:
1ـ آيا نگارنده محترم درباره مشکل ريشهاي فوتبال ايران در سي سال اخير و گرفتاريهاي روحي و رواني تيم ملي ايران که در پي آن به ناکاميهاي پياپي فوتبال ما در جام ملتهاي آسيا در سالهاي 80، 84، 88، 92، 96، 2000، 2004 و 2007 منتهي شد، اطلاعي ندارند؟
چگونه است که براي نخستين بار در وضعيت بلبشوي فوتبال ايران، اين مشکل نه تنها احساس نشد، بلکه براي نخستين بار در سه دهه گذشته تيم ملي فوتبال ما بر پايه تزريق روح جنگندگي در شش دقيقه ابتدايي بازي، دو بار دروازه حريف را فرو ريخت و نه اين که سوپرگل دقايق ابتدايي را عليرضا واحدي نيکبخت ناکام سنتي سالهاي گذشته تيم ملي به ثمر رساند؟ آيا سنگيني ساقهاي مليپوشان ايراني در بازيهاي تلخ تاريخ فوتبال ايران در اين بازي بر ساقهاي چهرههاي جوان تيم تأثيري داشت؟!
2ـ شکست در بازي تدارکاتي، نه تنها مهم و بد نيست، بلکه اگر موجب بروز استعدادهاي نهفته يک تيم و شناسايي درگاههاي مثبت و منفي شود، خير واسعه است. بازي خوب ايران با بحرين، نشان داد مربي تيم در تلاش است در زمان اندک باقي مانده تا بازي با کويت، به بيشترين شناخت از نقاط ضعف و قوت برسد. حال اين پرسش است، کدام مربي در سالهاي اخير بوده و هست که در فرصت چند هفتهاي، توانايي جمع کردن تيمي را داشته باشد، آن هم بدون نقص؟
3ـ نداشتن مدرک مربيگري، زماني مطرح است که شما در فوتبالي آکادميک زندگي ميکنيد و همه چيز بر پايه اصول علمي پيش ميرود؛ بنابراين، چرا نبايد به اين سخن علي دايي به ديد جدي نگريست که واقعا در اين فوتبال برنامه و اصول علمي جاي خودش نيست، چرا كه اگر بود، اين فوتبال، نوزده ماه در کمند دايههاي مهربانتر از مادر گير نيفتاده بود و همان منتقدان خفته، به خاطر گذشته چهارصد هزار توماني خودشان، جرأت انتقاد از کميته انتقالي را نداشتند. فوتبال شوکزدهاي که فوتباليست تمام شدهاي چون هاشميان، جامانده روحي چون مهدويکيا و بيانگيزه چون کريمي را دارد، چه کسي جز دايي ميتواند از جاي تکان دهد؟
4ـ نوع ترکيب بازيکنان هر تيم فوتبالي همواره بنا بر سليقه مربي بوده، هست و بايد باشد؛ اين يک اصل حرفهاي است و احساس ميکنم براي نگارندهاي که حرفهاي مينگارد، دليلي به تکرار نيست، اما اين که علي دايي بنا به ضرورت و مشکلات موجود، مجبور شد براي جمع کردن ساختار تيم ملي، از ترکيبي منسجم از دو تيم ليگ که موفق بود و بر ديگري احاطه ذهني و شناخت فني داشت، استفاده کرد، کار اشتباهي نبود، بلکه خطا اين بود که ژست دمکراتيک ميگرفت و از باغ فوتبال ايران، يا نوگلان خندهرو را گلچين ميکرد و يا به مدرسه پيرمردها سرک ميکشيد و بعد هم با دست خود به ورطه شکست ميرفت.
5 ـ اصل انتقاد چند فاکتور شاخص دارد؛ گذشت زمان و کارنامه، گذشته فرد و نتايج، ديدگاههاي شخصي نسبت سليقههاي وي و آخري ـ که انشاءالله اين گونه نباشد ـ مطرح کردن شخصي از انتقاد يک چهره ملي! در سالهاي اخير مانند اين کارها در همه اهل ورزش ديده و شنيده شده است؛ چه از خداداد عزيزي که هفت سال پيش به بهانه چمن و شماره پيراهن و ديگر سلايق سياسي، گير سه پيچ به بلاژويچ داد و چه مربي پيشين تيم ملي که سرانجام خودش هم نفهميد کميته انتقالي او را برکنار کرد يا خودش! همه و همه دنبال بهانهگيري و فرار از انتقاد هستند، اما تهديد علي دايي به گذشته بازيگري و مدل روحي و اخلاقي آن، نه تنها در شأن هيچ تماشاگر فوتبالي نيست، بلکه در هيچ کجاي کره زمين و حتي در کشوري مانند «روآندا» که يک ميليون نفر قتلعام قبيلهاي شدند، اين گونه به کار گرفته نميشود. مجازات به قانوني که بر پايه عطف به ما سبق طراحي شده، چند دهه اي است که از اصول قوانين جزايي کشورهاي بدوي پشت خط تمدن هم حذف شده است.
6ـ فوتبال ورزشي جرياندار و زمانبر است. همان گونه که برانکو پس از حضوري هفت ساله در ايران در جام ملتهاي آسياي سال 2004 تيمي قدر، محکم و با تاکتيک روانه ميدان کرد، ولي باز هم به خاطر خطاي انساني، بازي را به چين باخت و به سوم شدن بسنده کرد.
در بازي با کويت هم به رغم همه مشکلاتي که تيم ايران و شخص دايي براي يک ارنج خوب داشت، خطاي انساني عامل اصلي نتيجه شکل گرفته بود و اگر تنها مشکل حل نشده تيم ما در اين بازي به مرور از بين برود، آنگاه بايد در گذر زمان، به نتايج و کارنامه دايي دقت کرد تا بتوان به تحليلي جامع رسيد.
7ـ گرفتاري فوتبال ما در اين سالها، عوامگري افراطي است که به دليل حضور مديران سياسي غير فوتبالي بر بدنه آن فشار ميآورد و همين ديدگاه افراطي عاميانه است که گاه به مردم القا ميکند، عامل همه ناکاميهاي ملي فوتبال ما دايي بوده است، اما مردم و همان دهها هزار نفري که تجربه نشستن بر سکوهاي ورزشگاههاي فوتبال را دارند، وقتي زندگي سراسر صدمه و لطمه بدني علي دايي را در زمان حضورش به رغم 35 سال سن با برخي نوگلان تيم ملي که در آستانه عقد قراردادهاي بزرگ اروپايي لگد به زير ساک پزشک تيم زدند مقايسه ميکنند، هيچگاه چنين ارزيابي ندارند. مردم به واقع ترازوي شناسايي قوي از چهرهها در جامعه هستند و دليلي ندارد غيرمستقيم بخشي از الگوهاي کهنه شده ژورناليستي را به آنان تلقين کرد.
8ـ به نظر من و بر پايه آنچه از بيست سال گذشته فوتبال ايران لمس کرده و بر حوادث چهل سال اخير اشراف دارم، علي دايي، نمونهاي از يک نسل جديد، كارساز و متحول کننده براي فوتبال ايران است که ميتوان نمونه تفکر او را در دکتر طوسي و نفت آبادان، در قطبي و پرسپوليس و در سايپا ديد. در اين سالها، ما همواره بنا بر سنتي منحوس از رويارويي روحي و فکري با تيمهاي عربي مشکل داشتيم. حتي در سال 96 که بزرگترين شکست را به سعوديها تحميل کرديم، در لحظات روحي و احساسي بازي دوم اشتباه نموديم تا «وينگادا» که بر پايه گفته خودش، هراسان ورود بازيکن جواني به نام مجيدي بود، با آمدن مهدوي کيا خيالش راحت شد و بازي را با برنامه طراحي شده جلو برد و سرانجام پيروز شد.
در اين سالها هيچ گاه زودتر از دقيقه بيست، به دروازه هيچ تيم عربي دست پيدا نکرديم و همواره پس از پذيرا شدن گل آنها در مقابل ضد فوتبال و حوصله معروف عربي آنها به آب و آتش ميزديم، اما حالا به دليل روحيه جنگندگي و مبارز سرمربي براي نخستين بار در عرض شش دقيقه از يک تيم عربي جلو ميافتيم و کاري ميکنيم که هشتاد دقيقه بر پيکر تيم ايران ميتازند تا به گل تساوي برسند. اين نه تنها خفت و خاري نيست، بلکه نويد هماهنگي در ضربان قلب تپندهاي است که خيليها برايش نسخه فرسودگي نگاشتهاند.
9ـ توجه به نسل جديد فوتبال ايران همان رويه درست و موفقي است که کلينزمن به کار گرفت و در جام جهاني 2006 به رغم نرسيدن به فينال در ذهن کارشناسان و علاقهمندان فني فوتبال ثبت شد. حالا علي دايي دست از نيروهاي تمام شده و گرفتار در بحران روحي تمام نشدني و نازهاي سن پيري شسته و به مانند سايپا، دل به استعدادهاي فنيتر و تاکتيکي تر امروز فوتبال ايران بسته است.
دايي بيش از هر کس ديگري ميداند که در جام جهاني آفريقاي جنوبي، ديگر بازيکني که دوازده روز واکمن به گوش آفتاب گرفته يا شنا کند و بعد هم لگد به ساک پزشک تيم حواله بدهد، فايدهاي ندارد. بازيکنان به مرز سي رسيدهاي که هنوز نتوانستهاند بين مشکلات روحي و موفقيت خودشان، رابطهاي متضاد برقرار کنند، به درد بازيهاي سختي مانند اسپانيا نميخورند.
10ـ صراحت لهجه علي دايي و نوع مقاومت وي در برابر هر پرسش، نکتهاي نوين در فوتبال ايران است که خيليها آن را نميپسندند، چون در حرفهايگري محض ارايه شده و فضايي براي سوژه ساختن و سناريو نوشتن باقي نميگذارد. وقتي در عين نياز، تيم ملي هادي عقيلي را خط ميزند و به نفوذ اصفهاني در فدراسيون فوتبال و تماسهاي پشت هم وقعي نميگذارد؛ اين يعني رخدادي خجسته در فوتبال ارباب رعيتي که يک طرفش مشتري ساک پزشک تيم ملي است و طرف ديگرش، مربي برکنار شدهاي که هنوز به دنبال دليل ميگردد.
در اين فوتبال، خيليها بايد به ارزش و جايگاه تيم ملي آشنا شوند، خيليها بايد متوجه اين دگرديسي علمي شده و خيليها هم بايد از اين پس، تنها از ديدن فوتبال لذت ببرند.
آنچه بايد امروز از آن به عنوان ديدگاهي استراتژيک براي فوتبال ايران حمايت و همراهي کرد، جسارت، شجاعت، شايستهسالاري و حمايت همهجانبه از رشتهاي فراگير است که تنها عامل شکسته شدن تلاشها براي انزواي نام ايران در سال 2006 بود و در سال 2010 هم بايد باشد.
Add comment آوریل 9, 2008
اگر جدیدا تجربه گشتن در بازار دیجیتال جهت خرید یک تلویزیون جدید را داشته باشید(البته از نوع مایه داری آن را میگویم وگرنه مارا که با این حرفا کاری نیست!) حتما با این دو اصطلاح برخورد کرده اید : LCD و پلاسما . دو محصولی که در ظاهر بسیار به یکدیگر شبیه هستند هر دو دارای یک صفحه تخت با ابعاد نسبتا بزرگ می باشند ولی این ظاهر ماجراست خب اگر به این موضوع برخورده اید و گفته های بازاری فروشنده نیز قانع تان نکرده است به ادامه مطلب توجه کنید.

شباهت LCD و پلاسما پس از عبور از ظاهر مشابه شان در همین جا پایان می پذیرد چرا که این دو از دو نوع تکنولوژی متفاوت برای نمایش تصویر استفاده می کنند که البته این دو تکنولوژی نیز هر کدام مزایا و معایب مخصوص به خود را دارند.
1- LCD :و یا Liquied Crystal Display (بعبارت ساده تر صفحه نمایش با تکنولوژی کریستال مایع) به این صورت عمل میکند که ذرات ریز کریستال مایع در میان دو صفحه شیشه ای تخت بصورت اصطلاحا ساندویچ شده قرار میگیرند که با تغییر اندازه جریان الکتریکی وارده به کریستالها تصویر نهائی شکل می گیرد.

2- پلاسما : تکنولوژی شکل گیری تصویر در این نوع نمایشگرها نسبت دوری با اتفاقی که در لامپ های فلوروسنت رخ می دهد، دارد. بدین نحو که صفحه نمایش از چندین سلول تشکیل شده است که در هر سلول دو صفحه مجزا شیشه ای وجود دارد که این دو صفحه توسط یک شکاف از یکدیگر جدا شده اند ،در درون این شکاف ترکیب گاز نئون - زنون (Neon-Xenon) قرار میگیرد که در حین ساخت دستگاه این گاز به فرم مایع (Plasma) در می آید ، و هنگامی که تلویزیون مورد استفاده قرار میگیرد این گاز باردار شده و تولید فسفر قرمز ، آبی و بالاخره سبز را می نماید که این نیز در نهایت موجب شکل گیری تصویر میگردد. که به هر واحد این فسفرهای رنگی در اینجا پیکسل گفته میشود.

خب اینها اتفاقاتی هستند که در پس زمینه اتفاق می افتند ولی برای مقایسه بین این دو، مهم کیفیت تصویر نهائی به نمایش درآمده است و نه آنچه پشت تصویر رخ میدهد که باز هم در این زمینه هر تکنولوژی مزایا و معایب خود را دارد که به آن می بپردازیم:
الف) مزایای پلاسما ها بر LCD ها:
شاید بزرگترین عامل برتری پلاسما ها علاوه بر فاکتور قیمت توانائی آنها در به نمایش درآوردن کامل رنگ مشکی است چیزیکه بزرگترین عامل ضعف LCD ها می باشد تا جائیکه تقریبا هیچ LCD پیشرفته ای نیز قادر به نمایش کامل رنگ مشکی نیست و در هر حال مقداری نور از پس زمینه به بیرون تراوش میکند.
دومین عامل برتری پلاسما ها زاویه دید نسبتا بالای آنها نسبت به رقیبان LCD خود است که در اینجا با فاصله گرفتن از یک پنل LCD کیفیت تصویر به نمایش در آمده کم کم رو به افول میرود در حالیکه این موضوع در مورد پلاسما ها تقریبا ثابت است که این مورد نیز مشابه بقیه موارد این قسمت با پیشرفت سریع LCD ها رو به بهبودی است.
سومین مورد تفوق پلاسما ها در توانائی نمایش با کیفیت رنگ هاست جائیکه بازهم همان تراوش نور از پس زمینه LCD ها بر کیفیت رنگ های به نمایش درآمده تاثیر دارد . ممکن است این نکته را نیز شنیده باشید که LCD ها در توانائی دنبال کردن تصاویر سریع (مثلا در یک فیلم حادثه ای با فریم های سریع ) کند عمل میکند و سایه تصویر قبلی بروی تصویر فعلی تاثیر گذار است که این نکته مربوط به پنل های نسبتا قدیمی LCD میباشد که با کاهش زمان پاسخگوئی LCD ها این نکته نیز مرتفع شده است.

و اما می رسیم به بزرگترین عامل برتری پلاسما ها بر پسرعمو های LCD شان و آن هم مطمئنا چیزی نیست مگر قیمت ! پلاسما ها مخصوصا در سایزهای بالا قیمت بسیار پائین تری را نسبت به LCD ها ارائه میکنند مثلا یک پلاسمای 42 اینچی در حدود 30 درصد بزرگتر از یک LCD با اندازه 37 اینچ است در حالیکه هردو قیمتی تقریبا مساوی دارند (چیزی نزدیک 2 میلیون تومان) . البته مطمئن باشید که در سال های آینده این نسبت به علت سرمایه گذاری وسیع در صنعت LCD به نفع LCD تغییر جهت خواهد داد ولی در آن موقع هم باز این نسبت در مورد ابعاد بالاتر (مثلا پلاسمای “52 در مقابل LCD “42) برقرار خواهد بود.
ب) مزایای LCD ها بر پلاسماها :
اگر از LCD ها ناامید شده اید باید بگویم که این پایان ماجرا نیست . LCD ها قادر به نمایش پیکسل های بیشتری نسبت به پلاسماهای هم سایز خود می باشند ، علاوه بر آن مصرف برق LCD ها نسبت به رقیبان پلاسمای خود در حدود 30 درصد کمتر میباشد و از اینها گذشته وزن آنها نیز بسیار کمتر از پلاسماهاست که این موضوع حمل ونقل و نصب دیواری آنها را آسانتر می کند.
طول عمر LCD ها نیز بالاتر از رقیبان پلاسمای خود است (که این نسبت در مورد پنل های قدیمی پلاسما بیشتر مشهود بود که عمری در حدود 20000 ساعت داشتند یعنی چیزی در حدود تماشای روزی 8 ساعت برای تقریبا 7 سال جائیکه LCD ها طول عمر 60000 ساعت را دارا می باشند) که با تولید پلاسماهای پیشرفته این نسبت بطرز مشهودی بهبود یافته است و به رقمی نزدیک به همان 60000 ساعت نزدیک شده است.(لازم به یادآوری است که طول عمر یک پنل زمانی ست که روشنائی صفحه به نصف مقدار اولیه نزول میکند).
نکته نهائی در مورد ضعف های پلاسما در قبال LCD پدیده ایست به نام جا افتاده گی تصویر(Burn-in) که در طی آن اگر تصویری بمدت طولانی بروی صفحه ثابت بماند سایه این تصویر تا مدتها بروی صفحه نمایش باقی می ماند که به لطف پیشرفت فناوری و ویژگی های پلاسماهای جدید مثل استفاده از Screen Saver این موضوع به حداقل رسیده است.
یک نکته مهم دیگر نیز در اینجا باقی میماند و آن هم پشتیبانی دستگاه از فرمت HD است که تصاویر با کیفیت را ارائه میکند . برای اینکه از این مورد مطمئن شوید حتما دستگاه شما (پلاسما یا LCD) میبایست حداقل از رزولوشن 720در 1280 پشتیبانی کند که این البته شرط لازم است و نه کافی.
خب پس از اینکه با این دو نوع تکنولوژی آشنا شدیم حالا نوبت به انتخاب میرسد در این رده اگر دلتان به حال جیب مبارک سوخته باشد و در عین حال خواهان یک تکنولوژی برتر هستید مطمئنا پلاسما انتخاب بهتری ست .ولی اگر قیمت در درجه اهمیت پائینی برای شما قرار دارد و کیفیت بالای تصویر ، حمل آسان ، مصرف پائین انرژی و از همه مهمتر خلاص شدن از تکنولوژی دردسر ساز “لامپ تصویر” برایتان مهم است بدون شک به LCD فکر کنید.
با تشکر از آرش
1 comment آوریل 9, 2008
|
|||
اميرمهدي ژوله كه به همراه محراب قاسم خاني و خشايار الوند با سرپرستي پيمان قاسم خاني، بخشي از داستانهاي سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» را نوشته است، درباره اظهار نظرهاي اخير نسبت به اين مجموعه در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: هر ساله در دنيا نمايشگاههايي با نام هنرهاي مفهومي برگزار ميشود كه اثري را در آن نمايشگاه قرار ميدهند و هركس برداشت خود را از آن اثر دارد كه اكثر آنها به واقعيت شباهتي ندارد و منظور هنرمند از ساختن اثر، آن تعابير نبوده است.
|
|||
به نقل از پایگاه خبرپراکنی فارس
Add comment آوریل 9, 2008
این روزها به خاطر کار روی سایت جدیدم یه کمی سرم گرم اگه کمتر مطلب گذاشتم معذرت شما ببخشید بعدا جبران می کنم با Karzari.com
Add comment آوریل 7, 2008
- Cinama.irینما دات آی آر در ادامه انتشار فهرستهای سرگرم کننده خود اینک لیست تقریباً کاملی از روجهای هنری ایرانی را بدین شرح منتشر میکند.
لیست مورد نظر شامل بیشتر زوج های هنری سینمای ایران بوده و همینطور شامل کسانی میشود که در حال حاضر هم از هم جدا شده اند.
خواندن این لیست در آشنایی بیشتر با زوجهای هنری که با هم زندگی میکنند و یا از هم جدا شده اند خالی از لطف نیست.
پژمان بازغی (بازیگر) —- مستانه مهاجر (تدوینگر)
رخشان بنیاعتماد (کارگردان) —- جهانگیر کوثری (تهیهکننده، مجری)
کمند امیرسلیمانی (بازیگر) —- ورقا عامری (عکاس)
تهمینه میلانی (کارگردان) —- محمد نیکبین (تهیهکننده)
لادن طباطبایی (بازیگر) —- سعید تهرانی (بازیگر، تهیهکننده)
مهناز افضلی (بازیگر) —- حسن پورشیرازی (بازیگر)
حمید سمندریان (کارگردان) —- هما روستا (بازیگر)
بهزاد فراهانی (بازیگر)—- فهمیه رحیمنیا (نویسنده)
افسر اسدی (بازیگر) —- اصغر همت (بازیگر)
محمد رحمانیان (کارگردان) —- مهتاب نصیرپور (بازیگر)
امین تارخ (بازیگر) —- منصوره شادمنش (نویسنده)
مینا جعفرزاده (بازیگر)—- بهمن زرینپور (کارگردان)
جمشید آهنگرانی (نویسنده)—- منیژه حکمت (کارگردان)
حسن جوهرچی (بازیگر) —- مهناز بیات (منشی صحنه)
لادن مستوفی (بازیگر ) —- شهرام اسدی (کارگردان)
الهام چرخنده (بازیگر) —- فرشید نوابی (بازیگر)
شاهرخ فروتنیان (بازیگر) —- افسانه چهرهآزاد (بازیگر)
آتیلا پسیانی (بازیگر) —- فاطمه نقوی (بازیگر)
کامبوزیا پرتویی (کارگردان) —- فرشته صدرعرفانی (بازیگر)
مائده طهماسبی (بازیگر) —- فرهاد آئیش (بازیگر)
داریوش مهرجویی(کارگردان) —- وحیده محمدیفر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه)
نادر مقدس (کارگردان) —- افسانه منادی (کارگردان)
علیرضا امینی (کارگردان) —- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه)
محمود پاک نیت (بازیگر) —- مهوش صبرکن (بازیگر)
محمدرضا شریفینیا (بازیگر) —- آزیتا حاجیان (بازیگر)
هومن حاجی عبدالهی (مجری، بازیگر) —- سلیمه قطبی (بازیگر رادیو)
محسن قاضیمرادی (بازیگر) —- مهوش وقاری (بازیگر)
داود رشیدی (بازیگر) —- احترام برومند (مجری، بازیگر)
بهروز افخمی (کارگردان) —- مرجان شیرمحمدی (بازیگر، نویسنده)
بهاره رهنما (بازیگر) —- پیمان قاسمخانی (فیلمنامهنویس)
شهرام شکیبا (مجری، شاعر) —- مهسا ملک مرزبان (مجری)
مهرداد شکرآبی (بازیگر) —- عاطفه رضوی (بازیگر)
احمد حامد (تهیهکننده) —- فاطمه معتمدآریا (بازیگر)
ابوالفضل جلیلی (بازیگر) —- مریم اشرفی (عکاس)
کتایون ریاحی (بازیگر) —- فرشید رحیمیان (مدیرتولید)
محمدرضا فروتن (بازیگر)—- سحر ابراهیمی (فیلمبردار پشت صحنه)
سارا خوئینیها (بازیگر ) – سابق – یوسف مرادیان (بازیگر)
محسن مخملباف (کارگردان) —- مرضیه مشکینی (طراح صحنه، کارگردان)
شقایق دهقان (بازیگر) —- محراب قاسمخانی (طراح صحنه، نویسنده)
فریال بهزاد (کارگردان)—- رضا آزادی (فیلمبردار)
علی دهکردی (بازیگر) –– آفرین چیت ساز (طراح لباس)
محمد اصفهانی (خواننده) —- لیدا جوادی (بازیگر)
رویا تیموریان (بازیگر) —- مسعود رایگان (بازیگر)
اصغر فرهاد (کارگردان) —- پریسا بختآور (کارگردان)
زیبا بروفه (بازیگر) —- پیام صابری (گریمور)
لیلا حاتمی (بازیگر) —- علی مصفا (بازیگر)
گلاب آدینه (بازیگر) —- مهدی هاشمی (بازیگر)
داریوش فرهنگ (بازیگر) – سابق – سوسن تسلیمی (بازیگر)
سیما تیرانداز (بازیگر) —- مجید جوزانی (تهیه کننده)
لیلی رشیدی (بازیگر) – سابق – نیما بانکی (بازیگر)
امین حیایی (بازیگر) —- نیلوفر خوش خلق (بازیگر)
ابوالفضل پور عرب (بازیگر) – سابق – آناهیتا نعمتی (بازیگر)
حسین عرفانی (دوبلر) — شهلا ناظریان (دوبلر)
کوروش تهامی (بازیگر) – سابق – شبنم طلوعی (بازیگر)
گوهر خیراندیش (بازیگر) —– مرحوم جمشید اسماعیل خانی (بازیگر)
سحر ولدبیگی (بازیگر) —- نیما فلاح (بازیگر)
فریبرز عربنیا (بازیگر) – سابق – عسل بدیعی (بازیگر)
افسانه بایگان (بازیگر) —- مرتضی شایسته (تهیهکننده)
فرزانه کابلی (بازیگر) —- هادی مرزبان (کارگردان)
امیر جعفری (بازیگر) —- ریما رامینفر (فیلمنامه نویس)
خسرو شکیبایی (بازیگر) – سابق – تانیا جوهری (بازیگر)
رضا رشیدپور (مجری) —- نغمه مهرپاک (مجری)
مهتاب کرامتی (بازیگر) – سابق – بابک ریاحیپور (گیتاریست)
حمیرا ریاضی (بازیگر) —- علی اوسیوند (بازیگر)
گلشیفته فراهانی (بازیگر) —- امین مهدوی (عکاس)
هدیه تهرانی (بازیگر) – سابق – هومن بهمنش (دستیار فیلمبردار)
یغما گلروئی (ترانهسرا) —- آزاده خواجه نصیر (نقاش)
کاوه یغمایی (خواننده) —- نیلوفر فرزند شاد (پیانیست)
مسعود کیمیایی (کارگردان) – سابق – فائقه آتشین (خواننده)
جمشید مشایخی (بازیگر) —- گیتی رئوفی (آشنا به هنر موسیقی)
امید زندگانی (بازیگر) – سابق – مینا لاکانی (بازیگر)
بهرام بیضایی (کارگردان) —- مژده شمسایی (بازیگر)
علیرضا کنگرلو (مجری) —- راحله امینیان (مجری)
علیرضا عصار (خواننده) —- نسترن پاکباز (عکاس)
بهروز بقائی (بازیگر) – سابق – پرستو گلستانی (بازیگر)
ضمن آرزوی سعادت و خوشبختی برای تمامی زوجهای جامعه هنری ایران امیدواریم از خواندن این فهرست به اندازهی کافی سرگرم شده باشید!
© کپی رایت توسط : www.cinama.ir or www.lovemask.ir .:. (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .
Add comment آوریل 6, 2008
1 comment آوریل 5, 2008
در ایام عید به دلیل سفر دائی هایمان به تهران و حضور فرزندان آنها ما یک شب به پارک ارم رفتیم و یک قسمتش هم رفتیم قلعه اسرار آمیز اونم بد نبود مخصوصا اینکه همسر ما می خواست ماشین بازی کنه و رفته بود قاطی بچه ها تو صف
1 comment آوریل 5, 2008
خواستم یه سری عکس بزارم براتون از طالقون حالشو ببرین ببینید چه جای زیبا و بکری هست من که شدیدا پیشنهاد می کنم ببرین
Add comment آوریل 5, 2008
روز 13 به در یا روز قبل اون من چند تا چیز خوردم لواشک ، آب چشمه ، آجیل و تنقلات ، گوشت کبابی و شیرینی و شکلات و یه کمی هم آب جو ( از نوع اسلامی) خلاصه صبح همچین دل پیچه ای منو فرا گرفت که نگو هرچی خورده یا نخورده بودم رو مجبور شدم به اقساط به دستشویی واریز کنم خلاصه به زور خودم رو به خونه رسوندم حالا حساب کنید در راه من اسهال پشت فرمون و یک ترافیک شدید چه حالی میده اشتباهی که کردم باید همونجا می رفتم درمونگاه که نرفتم رسیدم خونه و سریع به توصیه همسر و اطرافیان 2 عدد قرص دیفنوکسیلات خوردم و این اشتباه دوم من بود شب خوابیدم دیدیم حالت تهوه شدید منو فراگرفته من که فکر می کردم حالم خوب شده شب از درد معده زوزه می کشیدم خلاصه یه بار دیگر به دستشویی رجعتت کرده اینبار نیز هر آنچه خورده و نخورده بودم رو به صورت استفراغ (گلاب به روتون) بالا آوردم و معدم در حال ترکیدن بود با یه بد بختی صبح و ظهر شد و رفتم درمانگاه و به صورتی که در شکل می بینید افتادم زیر سرم کلی آمپول بعد آن برگشت به خونه و کمی غذا خوردن فقط 2 لقمه الویه لذیذ دستپخت همسر گرامی اما باز همین شد بلای جان من خلاصه با هر جور و مکافاتی بود فردای آنروز یعنی 5 شنبه نیز رفتم درمانگاه و آش همان و آشپپز البته این دفعه یکی دیگه و کلی شربت و داروی جدید و رژیم غذایی کمپوت و آب مرغ :(( الان کمی بهتر شدم خدا را شکر
1 comment آوریل 5, 2008
اول اینکه wordpress کنترل پنلش را جدید کرده و فعلا که جالب شده اگه bugنداشته باشه و اما بعد:
آخر تعطیلات عید را رفتیم طالقان جای خیلی قشنگ و زیبایی بود عکس هاشو گذاشتم براتون اما روز 13 به در هرچی خورده بودم پرید بیچاره شدم از مریضی و یه نصیحت به شما اینکه هرگز سرخود دارو نخورید که به درد من مبتلا میشید و 4 روز فقط 2 تا کمپوت خوردم و کلی دارو سرم و از این چیزا هرچی خوش گذشته بود نابود شد اما به زودی با علی و خانواده باید یه سفری بریم به طالقون که جای بسیار قشنگیه شما هم برید
Add comment آوریل 5, 2008
2 comments مارس 30, 2008
| غریبه در تاریخ گلشیفته فراها… | |
| درخواست فی… در تاریخ فیلم پخش عمل سزا… | |
| samira در تاریخ سایت دانشگاه آزا… | |
| احسان توما… در تاریخ دانشگاه آزاد اسل… | |
| farid در تاریخ سایت شخصی من |